مجموعه کارگاه های GWAS و PostGWAS و آنالیز داده های RNAseq در پردیس ابوریحان


با همکاری یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه کردستان به نام پیمان محمودی سایت ژنتیک و اصلاح نژادم دام راه اندازی شد و از این پس مطالب جدید در وب سایت geneticz.ir بارگزاری می شوند. بنابراین این وبلاگ از این پس آپدیت نخواهد شد. وبسایت هنوز در حال تکمیل شدن است. منتظر پیشنهادات و نظرات شما برای بهبود هرچه بیشتر وبسایت هستیم.
http://geneticz.ir/
با تشکر
نجات بشر از گرسنگی با بکارگیری فناوری های نوین در اصلاح نژاد دام
کتاب "راهنمای جامع زبان تخصصی" در 36 قسمت تنظیم شده و در این کتاب سعی شده است مطالبی به زبان اصلی مرتبط با گونه های متنوع از ماهی گرفته تا گاومیش و همچنین تمامی شاخه های علوم دامی مانند تغذیه، فیزیولوژی، بهداشت و اصلاح نژاد گنجانده شود. در انتهای کتاب برای آمادگی دانشجویانی که قصد دارند در مقاطع بالاتر تحصیل کنند انواع مختلف سوالات تستی، تشریحی، نقطه چین و صحیح و غلط گنجانده شده است. ترجمه متون انگلیسی کتاب نیز در انتهای کتاب آمده است. لذا این کتاب هم به عنوان کتابی درسی و هم کتابی برای امادگی در کنکور توصیه می شود.
امیدوارم با نظرات ارزشمند خود ما را در بهبود کتاب یاری دهید.

برپایی هرساله نمایشگاه کتاب را بهانه کنم و یکی از کتاب های پرفروش دنیا به نام منشاً گونهها یا منشا انواع (on the origin of species) را معرفی میکنم.
او برای اولین بار تئوری خود را در ژوئیه سال ۱۸۵۸ علنی کرد و یک سال بعد کتاب "منشأ گونهها" در لندن منتشر شد. ۱۲۰۰ نسخه چاپ اول در همان روز نخست انتشار به فروش رفت! در پی انتشار این اثر. کشیشان مسیحی واکنش شدیدی نسبت به آن نشان دادند و آن را ضدانجیل خواندند زیرا آنها معتقد بودند که طبق کتاب مقدس، گونههای گیاهان و جانوران ثابت و تغییرناپذیرند.
این کتاب در دوازده فصل گردآوری شدهاست.
چهار فصل ابتدایی درباره اساس تئوری داروین است. جهار فصل بعدی به بررسی انتقاداتی میپردازد که داروین پیشبینی کرده ممکن است به تئوریاش وارد شود. سه فصل بعدی مربوط به شواهد زمینشناسی و پراکندگی گیاهان و جانوران و ردهبندی و شکلشناسی آنهاست.
و در فصل آخر تمام آنچه در کتاب آمده به صورت خلاصه بازگو شدهاست.
اصول تکاملی داروین:
داروین در این کتاب مطرح میکند که بررسی "انتخاب مصنوعی" بهترین مویدِ اصلِ "انتخابِ طبیعی" است. به صورتی که پرورشدهندگانِ نباتات و حیوانات گونهای را که حائزِ صفتی مورد نظر است را از بین دیگر گونهها انتخاب میکنند و آنها را جداگانه نسل به نسل وادار به جفتگیری میکنند و سرانجام انواع متفاوتی از نوع قبلی را به وجود میآید. به عنوان مثال انواع سگها (خانگی، شکاری، گله و...) که این همه از هم متفاوت هستند همگی از گرگ نتیجه شدهاند. داروین اینگونه استدلال میکند که در طبیعت جای پرورشدهنده به تنازع بقا داده شدهاست. از میان همه ی انواع موجودات زنده عده ی زیادی محکوم به نابودی هستند و تنها بخشی از آنها که برای بقا سزاوارترند باقی میمانند.
منبع:
Charles Darwin, 1859. On the Origin of Species. John Murray
روزنامه شرق تاریخ: اردیبهشت ۱۳۹۱
توجه بیش از حد به فناوری های نوین مانند انتخاب ژنومیک، بیوانفورماتیک و ژنتیک مولکولی باعث شده که دانشجویان و محققان ژنتیک و اصلاح نژاد از مفاهیم پایه و کلیدی اصلاح نژاد دور شده اند. لذا هدف از این مطلب مروری بر شاخص های انتخاب گاو شیری و بررسی تشابه و تفاوت آنها با همدیگر است.
همانطوری که ما در ارزیابی خودمان و دیگران باید ابعاد مختلف یا خصوصیات مختلف را در نظر بگیریم، در انتخاب گاوهای نر شیری نیز می بایست چندین صفت یا متغیر به طور همزمان مورد ارزیابی قرار بگیرند. تعداد زیادی صفت مانند تولید شیر و اجزای شیر، صفات عملکردی مانند طول عمر، باروری، سلامتی پستان، قابلیت گوساله زایی وجود دارند که به طور مستقیم سودآوری صنعت گاوشیری را تحت تاثیر قرار میدهند. در اصلاح نژاد گاوشیری انتخاب صحیح گاو نر از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار بر بهبود ژنتیکی گله های گاو برای صفات تولیدی و تولیدمثلی است و معیاری که بتواند با وزن دهی مناسب به صفات مختلف ما را در رسیدن به هدف اصلاح نژاد و حداکثر سودآوری کمک کند، شاخص انتخاب است.
در حال حاضر چندین شاخص انتخاب در دسترس هستند. برای مثال در USDA-ARS چهار شاخص انتخاب برای گاوهای شیری در دسترس هستند که شامل شاخص خالص طول عمر (Lifetime Net Merit, NM$)، شاخص پنیر (Chees Merit; CM$)، شاخص حجم شیر (Fluid Merit; FM$) و شاخص مرتع (Grazing Merit; GM$) هستند. همه این شاخصها به طور همزمان صفات تولیدی (تولید شیر، تولید چربی و تولید پروتئین)، صفات تولیدمثلی گاوهای ماده [نرخ آبستنی دختران (Daughter Pregnancy rate)، نرخ آبستنی تلیسه (heifer Conception Rate) و نرخ آبستنی (Conception rate)]، صفات طول عمر، امتیاز سلوهای سوماتیک، صفات ترکیبی پستان، صفات ترکیبی دست و پا و اندازه بدن و نهایتاً قابلیت گوساله زایی را در بردارند.
شاخص NM$ شناخته شده ترین و مناسبترین شاخص برای اکثریت گله های گاو شیری آمریکا محسوب میشود. در شاخص NM$، به صفات تولید پروتیئن و چربی بیشترین و به ترتیب 20 و 22 درصد ضریب اختصاص داده شده است. همچنین به صفت طول عمر 19 درصد ضریب داده شد که بیشترین ضریب در میان صفات مرتبط با شایستگی است. صفات باروری گاوهای ماده، امتیاز سلولهای سوماتیک و تیپ به ترتیب دارای ضرایبی به ترتیب 10، 7 و 16 درصد هستند. در نهایت در شاخص NM$ صفت قابلیت گوساله زایی که شامل سرویس پدر، آسان زایی دختران و سقط جنین است ضریب نسبی 5 درصد را دریافت کرده است. به طور کلی NM$ مقدار 43 درصد وزنه را به صفات تولیدی، 41 درصد به صفات سلامتی و باروری و 16 درصد را به صفات تیپ می دهد.
جدول 1 همبستگی رتبه ای قابلیت انتقال پیش بینی شده NM$ را با PTA تولید شیر، تولید پروتیئن، تولید چربی، طول عمر، امتیاز سولهای سوماتیک و نرخ آبستنی دختران را نشان میدهد. این نتایج نشان می دهد که NM$ به شدت به تولید پروتیئن، چربی و طول عمر وابسته است. این یافته ها قابل انتظار هستند چرا که شاخص NM$ تاکید زیادی بر این سه صفت دارد. از آنجایی که صفت تولید شیر همبستگی مثبت و بالایی با صفات تولید چربی و پروتیئن دارد لذا همبستگی بالایی با NM$ نیز دارد. علاوه بر این، ارزش های زیاد NM$ به معنی کم بودن تعداد سلول های سوماتیک و نرخ بالای آبستنی دختران می باشد.
|
جدول 1. همبستگی رتبه ای PTA NM$ با PTA صفات تولید شیر (MY)، تولید پروتیئن (PY)، تولید چربی (FY)، طول عمر تولیدی (PL)، امتیاز سلول های سوماتیک (SCS) و نرخ آبستنی دختران (DPR) |
||||||
|
صفات |
MY |
PY |
FY |
PL |
SCS |
DPR |
|
NM$ |
0.537 |
0.679 |
0.650 |
0.806 |
0.350- |
0.504 |
سه شاخص دیگر برای تولیدکنندگان در بازار شیر یا سیستم های تولیدی فراهم است. برای گاودارانی که بیشترین درآمد آنها از طریق فروش اجزای شیر حاصل می شود، CM$ احتمالا مناسبترین شاخص است. شاخص CM$ نسبت به شاخص NM$ ضریب بیشتری به صفت تولید پروتیئن اختصاص می دهد. علاوه بر این، شاخص CM$ نسبت به NM$ ضریب کمتری به تولید شیر می دهد. در حقیقت این شاخص سعی دارد با دادن وزن بیشتری به مواد جامد شیر از حجم شیر بکاهد. برای مزارعی که که قیمت شیر براساس حجم شیر است و تاثیر مقدار مواد جامد شیر در قیمت نهایی شیر غیرمعنی دار است استفاده از شاخص FM$ توصیه می شود. در ایالت فلوریدا کشور آمریکا قیمت شیر براساس حجم شیر است، در ایران نیز به همین صورت است. این شاخص ضریب 23 درصد را به هر دو صفت تولید شیر و تولید چربی می دهد و مقدار ضریب اختصاص داده شده به پروتیئن شیر برابر صفر است. برای پرورش دهندگانی که از مرتع استفاده می کنند مناسبترین شاخص GM$ می باشد. شاخص GM$ در مقایسه با NM$، وزنه مشابهی به صفات تولیدی و وزنه بالاتری به صفات تولیدمثلی و تاکید کمتری بر صفات طول عمر دارد.
شاخص های انتخاب دیگری مانند شاخص تولید کل (TPI) به وسیله انجمن های نژادی مانند انجمن هلشتاین و انجمن جرزی معرفی شده است. اینگونه شاخص ها تاکید بیشتری بر روی صفات تیپ و تاکید کمتری بر صفات شایستگی دارند.
از دیدگاه یک اصلاحگر، آیا شاخص های انتخاب مختلف منجر به تصمیمات انتخاب متفاوت می شود؟ به عبارت دیگر آیا با ارزیابی گاوهای نر بر اساس شاخص های انتخاب مختلف تغییر رتبه گاوهای نر اتقاق می افتد؟ برای جواب دادن به این سوال همبستگی رتبه ای PTA شاخص های $NM$، CM$، FM و $GM برای گاوهای نر هلشتاین فعال در تلقیح مصنوعی محاسبه شده است. همبستگی رتبه ای بین NM$ با CM$ برابر 0.995 و NM$ با FM$ برابر 0.971، NM$ با GM$ برابر با 0.98 برآورد شده است. همچنین همبستگی بین CM$ و FM$ برابر با 0.98 محاسبه شده است. بنابراین اگرچه شاخص های انتخاب تا حدودی متفاوت هستند ولی حیوانات را به صورت یکسانی رتبه بندی می کنند.
به طور کلی، شاخص NM$ برای بیشتر تولیدکنندگان به عنوان مناسبترین شاخص شناخته شده است. با این حال توصیه می شود از رتبه صدکی برای مقایسه یک گاو نر با بقیه گاوهای نر قابل دسترس استفاده کنید و در هنگام ارزیابی، قابلیت اطمینان ارزیابی را حتماً در نظر بگیرید تا خطر انتخاب نادرست را بتوانید کم کنید.
منبع:
http://dairy.ifas.ufl.edu/dairyupdate/DairyUpdateWinter2016.pdf
سالی که پیش رو داریم امیدوارم
باشد
سال نو مبارک
در ابتدا برخود لازم می¬دانم از اینکه مدتی است مطلبی برای خوانندگان این وبلاگ آماده نکردم از خوانندگان این وبلاگ عذرخواهی کنم و شاید با مشاهده عنوان این مطلب سوالاتی در ذهن ایجاد شود که مطلب چه ارتباطی با ژنتیک و اصلاح دام خواهد داشت؟ همچنین سوالاتی ایجاد نماید که پاسخ دادن به آنها نیاز به تأمل و انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه است. ولی در این زمینه باید بیشتر فکر کرد و بخصوص خانم¬ها خوشحال باشید، مغرور نشوید ولی خیلی بیشتر مراقب باشید!!! اینکه اگر دارای فرزند باشید بیشتر عمر می¬کنید، از آن به بعد متفاوت تر فکر می¬کنید و عمر طولانی تری نسبت به جنس مخالف دارید!!! اما اینکه دلیل آن چه هست، نمی¬دانیم ولی شاید بخاطر حضور سلول¬های مردانه باشد!!! در این پست از لحاظ ژنتیکی به بررسی این پرسش¬ها و جنبه¬های مختلف کاربردی آن در علوم انسانی و دامی خواهیم پرداخت. پژوهش¬ها حاکی از آن است که بر خلاف انتظار، نسبت قابل ملاحظه¬ای از زن¬ها در جامعه در بسیاری از بافت¬های بدن خود نظیر مغز، ریه، کبد، دستگاه¬های تولیدمثلی، خون و ... دارای توالی¬های ژنی منحصر به فردی از کروموزوم Y هستند (شکل 1).
فایل کامل مقاله به همراه تصاویر را از طریق لینک زیر دانلود کنید!
خون مردان در رگ های زنان جاری است!
بنابراین با توجه به این که کروموزوم Y منحصر به مردان هست، سوالاتی را ایجاد خواهد کرد که این توالی¬ها چه هستند و چه کاری را انجام می¬دهند؟ از کجا منشاء گرفته¬اند؟ و از دیدگاه بیولوژی چه اهمیتی خواهند داشت؟ به دلیل اینکه هر دو جنسیت زن و مرد دارای کروموزوم¬های غیرجنسی هستند، آیا برای کروموزوم¬های اتوزوم هم اتفاق خواهد افتاد که در ارزیابی¬ها قابل تمایز بین دو جنس نیستند؟ علاوه بر کروموزوم-های جنسی، با فرض محتمل وقوع آن در کروموزوم¬های اتوزوم چه پیامدهایی را خواهد داشت؟ آیا این رخداد در سایر موجودات نیز (موجوداتی که ما علوم دامی¬ها بیشتر باهاشون سروکار داریم، بخصوص موجوداتی که تلقیح مصنوعی در آن¬ها به صورت روتین انجام ¬می¬شود) اتفاق می¬افتد؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ چه تاثیراتی بر فنوتیپ و ارزیابی¬های ژنتیکی خواهد داشت؟ مکانیسم¬های پیشنهادی این رویداد چیست؟ و بسیاری از پرسش-های دیگر که در ادامه به بررسی برخی از آنها خواهیم پرداخت ولی قبل از آن باید با اصطلاح میکروکایمریسم (Microchimerism) آشنا ¬شویم.
میکروکایمریسم اشاره به حضور دو جمعیت سلولی و یا ست مجزا DND در یک فرد دارد که از لحاظ ژنتیکی متمایز از یکدیگر هستند (جدایی از مجموعه کروموزومی پدر و مادر). به چند دلیل میکروکایمریسم می-تواند تشکیل شود که شامل ترکیب شدن دو تخمک بارور شده و ایجاد دو ست DNA در یک فرد است که گویا خود فرد دوقلوی خودش هست (مشابه آنچه در ابتدا برای خانم Lydia Fairchild و Karen Keegan گزارش شد). همچنین به طور جالب توجهی مقاربت جنسی و همخوابی با بیش از یک فرد در دوران تجرد و دیگر مراحل زندگی و سپس انتقال قطعاتی از کروموزوم Y از طریق دستگاه تناسلی مادر به بافت¬های مختلف بدن بخصوص مغز (اینجاست که خانم¬ها باید بیشتر مراقب باشند!!!) از روش¬های مهم دیگر در ایجاد میکروکایمریسم است (شکل 2).
همچنین از طریق انتقال عضو بین افراد و انتقال خون (تحت عنوان Iatrogenic Microchimerism)، انتقال دو طرفه سلول¬ها بین مادر و فرزند در زمان بارداری (شکل 3)، انتقال سلول¬ها بین نوزادان چند قلو در رحم (Dizygotic Twin–Twin Transfusion (DTTT))، انتقال از طریق فرزند به مادر و ماندگاری بلند مدت آن در بدن مادر و انتقال به فرزندان دیگر در آبستنی¬های آتی مادر از دیگر روش¬های ایجاد میکروکایمریسم است (شکل 4). ثابت شده است که وجود این سلول¬ها در سلامت مادر تاثیر گذار بوده و سالهای متمادی در بدن مادر باقی مانده و از نوزادی به نوزاد دیگر منتقل می¬شود. در این زمینه حتی انتقال میکروکایمریسم از مادر بزرگ مادری به فرزند دختر و سپس فرزندان دخترش (نوه¬های آن مادر بزرگ) گزارش شده است (گمیل و همکاران، 2011). حال سوالی که مطرح می¬شود این است که صرفه نظر از شباهت¬های ژنتیکی دو فرزند بر اساس ژنهایی که از والدین به ارث می¬برند، انتقال این سلول¬ها از فرزند به مادر و سپس انتقال آن به فرزندان دیگر آن مادر در آبستنی¬های آتی، به چه میزان در شباهت و واریانس¬های فنوتیپی فرزندان آن تاثیر گذار است؟؟؟ به عبارت دیگر آیا میکروکایمریسم می¬تواند در ایجاد خویشاوندی افراد موثر باشد (هایگ، 2014)؟؟؟ وقوع این رخداد در جوامع حیوانی چه پیامدهایی را در بر خواهد داشت؟؟؟
در مطالعه¬ای (در ژورنال Epidemiology) روی 272 نفر از زنان سالمند دانمارکی، گزارش شده است که 70 درصد این افراد دارای قطعاتی از کروموزوم Y در خون هستند (میکروکایمریسم) و همچنین در جامعه میزان شیوع مرگ و میر به میزان 60 درصد در این افراد کمتر است، چرا که این قطعات منجر به تحریک و نظارت دقیق تر سیستم ایمنی شده و بدن را قادر می¬سازد تا بافت¬ها، پاتوژن¬ها و سلول¬های درگیر را شناسایی و از طریق تخریب و بازسازی این سلول¬ها منجر به کاهش بیماری¬هایی نظیر سرطان، آلزایمر و ... شود و همچنین شاید کلید آن باشد که چرا خانم¬ها بیشتر عمر می¬کنند، متفاوت تر فکر می¬کنند و عمر طولانی تری نسبت به جنس مخالف دارند (کمپر و همکاران، 2014).
در طول مدت کوتاهی که به عنوان یک معلم در دانشگاه رسالت آموزش و تربیت دانشجویان را برعهده داشته و در کارهای تحقیقاتی دانشجویان زیادی مشارکت داشته ام متوجه شکاف عمیقی بین نسل اساتید و دانشجویان شدم. خیلی از همکاران دلیل افت تحصیلی دانشجویان را کاهش خلاقیت و قوه ابتکار نسل جدید میدانند ولی من دلیل را چیز دیگری میدانم زیرا که دانش آموزان و دانشجویان نسل حاضر همان کودکان باهوش و پرجنب و جوشی هستند که قبل از ورود به مقطع ابتدایی، بسیار بهتر از ما با اینترنت، کامپیوتر، تلفن همراه، رسانه و مسائل اجتماعی اطرافشان آشنا بوده و اکثر آنها قبل از اینکه قاشق برای خوردن غذا را در دست بگیرند موس کامپیوتر و تلفن همراه را در دست گرفته و والدینشان به داشتن چنین فرزندانی افتخار میکردند. افرادی که در بسیاری از گفتمانهای روزمره، لقب Digital Generation، Net generation و digital natives را به خود اختصاص دادند که کاملا نسبت به نسلهای پیشین (TV Generation و یا digital immigrant) از لحاظ فکر کردن، کار کردن و زندگی کردن متفاوت هستند. هنگامی که صحبت از آموزش این نسل دیجیتالی مطرح میشود پای نگرانی های رو به رشدی در رابطه با شکاف نسلی در استفاده از تکنولوژیهای جدید به وسط میآید. آیا به راستی یک شکاف نسلی در استفاده از تکنولوژیها بین این افراد و نسلهای پیشین شان به خصوص در محیط آموزشی وجود دارد؟ چگونه این افراد نسل دیجیتالی شکل گرفته و چگونه به عنوان یک هویت نسلی که لقب نسل دیجیتالی را به یدک می کشند، خود را در جامعه نشان خواهند داد؟حال چه شده است که این کودکان حاضر جواب و باهوش دیروز، دانشجویان ضعیف و ناکارآمد امروز هستند؟ سوالاتی است که در این پست از دیدگاه اصلاحی و با استفاده از فرمول بنیادی اصلاح نژاد به بررسی آن خواهیم پرداخت.
فایل کامل و pdf مقاله را از اینجا میتوانید دانلود کنید.
همه بر این واقفیم که فنوتیپ= ژنوتیپ+ محیط+ اثرمتقابل ژنتیک و محیط+ باقی مانده. بنابراین عملکرد یا ارزش فنوتیپی هر فرد تابعی از عوامل بالا میباشد. با بسط ارتباطات رگرسیونی بین فنوتیپ فرزندان و فنوتیپ والدین نهایتا میزان پیشرفت ژنتیکی (R) از رابطه زیر حاصل میشود:
رابطه:
R= (i ra,a SigA)/L
در معادله بالا i= شدت انتخاب؛ ra,a = صحت انتخاب؛ SigA=انحراف معیار تنوع ژنتیکی و L فاصله نسل است.
حال سوال این است آیا میتوان دلایل افت تحصیلی دانشجویان را در اجزای معادله بالا جستجو کرد؟ آیا هنوز هم از مکتب اساتید برجسته ، دانشجویان کاربلد و نابغه تحویل جامعه داده میشود، به عبارتی رگرسیون بین فنوتیپ دانشجویان و فنوتیپ اساتید بالاست؟ ممکن است پاسخ شما هم مانند بنده خیر باشد. زیرا که رگرسیون دانش آموختگان از اساتید پایین است پس پیشرفت تحصیلی نیز کم شده است و حال بهتر است این تفاوت نسلی را در اجزای معادله بالا جستجو کنیم.
شدت انتخاب (i): هر چه درصد کمتری از کل افراد فارغ التحصیل شده برای تصدی پست های هیات علمی دانشگاه منصوب شوند شدت انتخاب زیاد میشود. شدت انتخاب در کشور ما بالاست چرا که تعداد کمی از فارغ التحصیلان به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه انتخاب میشوند ولی فرار نخبگان از کشور می تواند تا حدی این شدت انتخاب را کاهش دهد.
صحت انتخاب (ra,a): آیا اساتید کشور ما گروهی از بهترین فارغ التحصیلان بودند که برای این پست انتخاب شدند و شایسته این مقام هستند؟ با توجه به اینکه در کشورهای در حال توسعه، روابط بر ضوابط برای تصدی مشاغل دولتی ترجیح داده میشوند، صحت انتخاب کاهش مییابد. از طرفی برخی نقایص سیستم ارزیابی اعضای هیات علمی قبل و بعد از استخدام باعث میشود صحت انتخاب کم شود. انتخاب دانشجویان برای وارد شدن به رشته تحصیلی براساس علاقه نیست و نهایتاً کسانی که فارغ التحصیل می شوند نمی توانند اساتید خوبی برای نسل بعد باشند.
انحراف معیار ژنتیکی: قبلا در وبلاگم پستی در مورد همخونی دانشگاهی (Academic Inbreeding) نوشته بودم که مورد اسقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت. در آن پست در مورد کاهش تنوع در رساله ها و پایان نامه ها و اینکه فارغ التحصیلان هر دانشگاه در همان دانشگاه جذب میشوند بحث کردم و این باعث کم شدن تنوع بین اعضای هیات علمی یک دانشگاه شده و بنابراین پیشرفت کاهش مییابد.
فاصله نسل (Generation Interval): مهمترین عاملی که باعث افت تحصیلی دانشجویان امروزی شده فاصله نسل یا شکاف نسلی بین اساتید و دانشجویان است. زیاد شدن فاصله نسل ارتباط معکوسی با پیشرفت ژنتیکی دارد. حقیقت این است محیطی که دانشجویان امروز در آن پرروش یافته اند نسبت به محیطی که ما بزرگ شدیم خیلی متفاوت است. نسل حاضر نسل ظهور فناوری هایی مانند اینترنت و ماهواره و بازی های رایانه ای است، به طوری که گوشی موبایل جزیی جدانشدنی از دانشجویان بوده ولی نسل اساتید نسل رجوع به کتابخانه، رادیو، بازی در کوچه و بازار و گوش دادن به حرف بزرگتران بود. بنابراین گروهای نسلی جدید، کمتر فرایند جامعه پذیری خود را در خانواده سپری می کنند (علیخانی، 1382).
برای خواندن ادامه مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید:
