در طول مدت کوتاهی که به عنوان یک معلم در دانشگاه رسالت آموزش و تربیت دانشجویان را برعهده داشته و در کارهای تحقیقاتی دانشجویان زیادی مشارکت داشته ­ام متوجه شکاف عمیقی بین نسل اساتید و دانشجویان شدم. خیلی از همکاران دلیل افت تحصیلی دانشجویان را کاهش خلاقیت و قوه ابتکار نسل جدید می­دانند ولی من دلیل را چیز دیگری می­دانم زیرا که دانش ­آموزان و دانشجویان نسل حاضر همان کودکان باهوش و پرجنب و جوشی هستند که قبل از ورود به مقطع ابتدایی، بسیار بهتر از ما با اینترنت، کامپیوتر، تلفن همراه، رسانه و مسائل اجتماعی اطرافشان آشنا بوده و اکثر آنها قبل از اینکه قاشق برای خوردن غذا را در دست بگیرند موس کامپیوتر و تلفن همراه را در دست گرفته و والدینشان به داشتن چنین فرزندانی افتخار می­کردند. افرادی که در بسیاری از گفتمان­های روزمره، لقب Digital Generation، Net generation و digital natives را به خود اختصاص دادند که کاملا نسبت به نسل­های پیشین (TV Generation و یا digital immigrant) از لحاظ فکر کردن، کار کردن و زندگی کردن متفاوت هستند. هنگامی که صحبت از آموزش این نسل دیجیتالی مطرح می­شود پای نگرانی­ های رو به رشدی در رابطه با شکاف نسلی در استفاده از تکنولوژی­های جدید به وسط می­آید. آیا به راستی یک شکاف نسلی در استفاده از تکنولوژی­ها بین این افراد و نسل­های پیشین شان به خصوص در محیط آموزشی وجود دارد؟ چگونه این افراد نسل دیجیتالی شکل گرفته و چگونه به عنوان یک هویت نسلی که لقب نسل دیجیتالی را به یدک می ­کشند، خود را در جامعه نشان خواهند داد؟حال چه شده است که این کودکان حاضر جواب و باهوش دیروز، دانشجویان ضعیف و ناکارآمد امروز هستند؟ سوالاتی است که در این پست از دیدگاه اصلاحی و با استفاده از فرمول بنیادی اصلاح نژاد به بررسی آن خواهیم پرداخت.

فایل کامل و pdf مقاله را از اینجا میتوانید دانلود کنید.

همه بر این واقفیم که فنوتیپ= ژنوتیپ+ محیط+ اثرمتقابل ژنتیک و محیط+ باقی مانده. بنابراین عملکرد یا ارزش فنوتیپی هر فرد تابعی از عوامل بالا می­باشد. با بسط ارتباطات رگرسیونی بین فنوتیپ فرزندان و فنوتیپ والدین نهایتا میزان پیشرفت ژنتیکی (R) از رابطه زیر حاصل می­شود:

رابطه:

R= (i ra,SigA)/L

در معادله بالا i= شدت انتخاب؛ ra,a = صحت انتخاب؛ SigA=انحراف معیار تنوع ژنتیکی و L فاصله نسل است.

حال سوال این است آیا می­توان دلایل افت تحصیلی دانشجویان را در اجزای معادله بالا جستجو کرد؟ آیا هنوز هم از مکتب اساتید برجسته ، دانشجویان کاربلد و نابغه تحویل جامعه داده می­شود، به عبارتی رگرسیون بین فنوتیپ دانشجویان و فنوتیپ اساتید بالاست؟ ممکن است پاسخ شما هم مانند بنده خیر باشد. زیرا که رگرسیون دانش ­آموختگان از اساتید پایین است پس پیشرفت تحصیلی نیز کم شده است و  حال بهتر است این تفاوت نسلی را در اجزای معادله بالا جستجو کنیم.

شدت انتخاب (i): هر چه درصد کمتری از کل افراد فارغ التحصیل شده برای تصدی پست­ های هیات علمی دانشگاه منصوب شوند شدت انتخاب زیاد می­شود. شدت انتخاب در کشور ما بالاست چرا که تعداد کمی از فارغ التحصیلان به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه انتخاب می­شوند ولی فرار نخبگان از کشور می تواند تا حدی این شدت انتخاب را کاهش دهد.

صحت انتخاب (ra,a): آیا اساتید کشور ما گروهی از بهترین فارغ التحصیلان بودند که برای این پست انتخاب شدند و شایسته این مقام هستند؟ با توجه به اینکه در کشورهای در حال توسعه، روابط بر ضوابط برای تصدی مشاغل دولتی ترجیح داده می­شوند، صحت انتخاب کاهش می­یابد. از طرفی برخی نقایص سیستم ارزیابی اعضای هیات علمی قبل و بعد از استخدام باعث می­شود صحت انتخاب کم شود. انتخاب دانشجویان برای وارد شدن به رشته­ تحصیلی براساس علاقه نیست و نهایتاً کسانی که فارغ التحصیل می ­شوند نمی ­توانند اساتید خوبی برای نسل بعد باشند.

انحراف معیار ژنتیکی: قبلا در وبلاگم پستی در مورد همخونی دانشگاهی (Academic Inbreeding) نوشته بودم که مورد اسقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت. در آن پست در مورد کاهش تنوع در رساله­ ها و پایان­ نامه ها و اینکه فارغ التحصیلان هر دانشگاه در همان دانشگاه جذب می­شوند بحث کردم و این باعث کم شدن تنوع بین اعضای هیات علمی یک دانشگاه شده و بنابراین پیشرفت کاهش می­یابد.

 فاصله نسل (Generation Interval): مهمترین عاملی که باعث افت تحصیلی دانشجویان امروزی شده فاصله نسل یا شکاف نسلی بین اساتید و دانشجویان است. زیاد شدن فاصله نسل ارتباط معکوسی با پیشرفت ژنتیکی دارد. حقیقت این است محیطی که دانشجویان امروز در آن پرروش یافته ­اند نسبت به محیطی که ما بزرگ شدیم خیلی متفاوت است. نسل حاضر نسل ظهور فناوری هایی مانند اینترنت و ماهواره و بازی های رایانه ­ای است، به طوری که گوشی موبایل جزیی جدانشدنی از دانشجویان بوده ولی نسل اساتید نسل رجوع به کتابخانه، رادیو، بازی در کوچه و بازار و گوش دادن به حرف بزرگتران بود. بنابراین گروهای نسلی جدید، کمتر فرایند جامعه پذیری خود را در خانواده سپری می­ کنند (علیخانی، 1382).

برای خواندن ادامه مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید: