از قدیم الایام دانشگاه ها عناصر اصلی و مرکزی نوآوری و ستون های دانش مبتنی بر اقتصاد بوده اند و هرگونه ناهنجاری و سوء مدیریت در دانشگاه ها اثر خود را خیلی سریع در جامعه نشان داده است. یکی از پدیده های که امروزه شدیدا دامن گیر دانشگاه ها و موسسات کشورمان شده است همخونی دانشگاهی می باشد.
جامعه ژنتیک و اصلاح نژاد عمدتاً از پیامدهای همخونی در نتیجه آمیزش افراد خویشاوند آگاه هستند که از پیامدهای آن میتوان بروز نقایص ژنتیکی و کاهش تولید (inbreeding depression) را نام برد. در دانشگاها و موسسات مختلف کشور چه داخل و خارج از زاوایای گوناگون به نوعی پیامدهای همخونی دیده می شود. چند مورد از کارهایی که در دانشگاه ها و موسسات منجر به افزیش همخونی می شود به شرح ذیل است: ا) استخدام دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه خودی و یا موسسه خودی 2) مشابه و در مواردی تکرای بودن پایان نامه ها و تحقیقات دانشگاه 3) استخدام و میدان دادن به افرادی که از نظر اعتقادی و مذهبی با مدیران تصمیم گیرنده هم سو هستند.
در تحقیقی که توسط Horta و همکاران (2010) انجام شده بود به این نتیجه رسیدند دانشگاه هایی که دانشجویان فارغ التحصیل خودشان را استخدام می کنند 15 درصد مقالات معتبر کمتری نسبت به دانشگاه هایی که دانشجویان غیر خودی را استخدام می کنند منتشر کرده اند. دوماً، دانشگاه و یا دپارتمان همخون شبکه ارتباطی محدودی داشته و به بیرون چندان باز نیست در حالی که یک دانشگاه غیر همخون ارتباط بهتری با خارج از دانشگاه و جهان داشته است. همچنین دانشگاه های همخون 40 درصد شانس کمتری به تبادل اطلاعات و انتقادات با بیرون از محیط دانشگاه خود دارند. سوماً، حتی در دانشگاه هایی که پیشروان زمینه های تحقیقاتی هستند، همخونی دانشگاهی تعیین کننده خروجی علمی هست و لذا تنوع در تحقیقات را به شدت کم می کند. این محققان پیشنهاد کردند که مدیران و تصمیم گیرندگان باید یک محیط مناسب برای یادگیری و تشنه تحقیقات جدید را در دانشگاه های ایجاد کنند و از بروز همخونی دانشگاهی اکیداً جلوگیری کنند. در تحقیق دیگری خاطر نشان شده است که دانشگاه های همخون از دانشگاه های غیر همخون لزوما بهره وری کمتری ندارند اما کیفیت و نوآوری در تحقیقات آنها پایین تر است (Yudkevich et al., 2014).
بی شک اکثر شماها به مقالات و پایان نامه های دانشگاه های کشورمان نگاه کرده اید و پیامدهای همخونی دانشگاهی را در ان ها به وضوح دیده اید. به عنوان مثال اساتید و یا گروهایی که اجازه نمی دهند دانشجویانشان از اساتید خارج از دانشگاه به عنوان راهنما یا مشاور استفاده کنند، عمدتا موضواعات تکراری را برای تحقیقات آینده انتخاب می کنند. حتی اساتید صاحب نام هم درصورتی که اجازه خودنمایی به جوانان جویای نام با طرز تفکر جدید را ندهند پس از مدتی به مساله ای تحت عنوان اعتیاد علمی و یا به جریان انداختن تحقیقات در یک سمت و سوی خاص (یک بعدی) روبرو می شوند. همیشه نیاز هست که درها را به روی ایده های جدید و انتقادات به جا باز کرد و تنوع یا diversity را در تحقیقات و محیط دانشگاه ایجاد کرد. ناگفته نماند کشور ما تنها کشوری نیست که از همخونی دانشگاهی (Academic Inbreeding) رنج می برد بلکه همخونی دانشگاهی در اسپانیا حدود 95درصد، در پرتقال 80 درصد و در کشورهای دیگری مانند فرانسه، سوئد، روسیه، مکزیک، کره، چین و دانشگاه های ملی ژاپن نیز گزارش شده است. با این وجود، میزان همخونی دانشگاهی در کشور آمریکا و انگلیس کمتر از 20 درصد و در اغلب موارد زیر 10 درصد است (Horta et al., 2010). در بسیاری از دانشگاه های آمریکایی پس از فارغ التحصیل شدن دانشجو از مقطع تحصیلات تکمیلی او را برای انجام کار راهی موسسات و یا دانشگاه های دیگر می کنند و پس از یک یا دو سال استخدام موقت در این سازمان، موسسه یا دانشگاه، اگر ببینند توانایی خودش را به خوبی بتواند نشان دهد مجددا او را به همان دانشگا اولیه برمیگردانند زیرا نشان داده است که این شخص قابلی بوده و در شرایط مختلف توان خود را نشان می دهد.
امیدواریم در کشور ما هم مسئولان و مدیران ادارات، دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی چشم ها را باز کنند و ایجاد تنوع در نیروی انسانی، تنوع در تحقیقات و پروژه ها را مد نظر قرار دهند و از همخونی دانشگاهی جلوگیری کنند.
Horta, Hugo, Francisco M. Veloso, and Rócio Grediaga. "Navel gazing: Academic inbreeding and scientific productivity." Management Science 56.3 (2010): 414-429.
Maria Yudkevich, Philip G. Altbach, Laura E. Rumbley. (2014) Academic Inbreeding and Mobility in Higher Education. Palgrave Macmillan, Palgrave Studies in Global Higher Education